نویسنده :
سعید - ساعت ۱٠:٥٠ ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۱
بعد از مدتی دوباره وبلاگ رو با یک مطلب زیبا از فیثاغوریث آپ میکنم.امیدوارم مورد توجه قرار بگیره.
آدمی را امتحان به کردار باید کرد نه به گفتار،چه;اکثر مردم زشت کردارند و نیکو گفتار.
نویسنده :
سعید - ساعت ۱٢:٤٠ ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥
چند روز پیش توی یکی از انجمن های موسیقی بودم که یکی از بچه ها تاپیکی زد به نام جملات زیبا و خواندنی.هر کس هر جمله ای داشت مینوشت.وقتی صفحه روباز کردم خود نویسنده تاپیک این جمله رو زده بود:درد من حصار برکه نیست،درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است.شاید باورتون نشه اما من بالای ده بار به این جمله برخوردم اما هیچوقت عمیقا فکر نکرده بودم.اما اون شب یه چند دقیقه ای ذهنم مشغول این جمله شد.واقعا که هر کس اینو گفته بسیار زیبا به این حقیقت رسیده.یه نگاهی هم به دور و اطرافمون بندازیم متوجه همین جریان میشیم.انسانهایی که به طور خیلی احمقانه خودشون رو قانع نگه میدارند و متاسفانه حتی در برخی موارد آرزوی داشتن چیزهای خوب رو هم از خودشون منع میکنند چه برسه که بخوان به اونا برسن.این یعنی رکود و درجا زدن و این طرز تفکر برای یک ملت خیلی خطرناکه.
نویسنده :
سعید - ساعت ٦:٤۳ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢۱
یک عمر به ما شعار دینی دادند
فیلم کره ای و جنس چینی دادند
قطعا به درک شعور ما خندیدند
آنان که به ما سیب زمینی دادند
نویسنده :
سعید - ساعت ۱۱:۱٤ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٠
آره هممون دیدیم و شنیدم که لبنان به قطعنامه تحریم ایران رای ممتنع داد.نمیدونم من این واقعه رو تسلیت بگم یا تبریک.خب از یک طرف به عبارتی ساده بدبخت بودیم حالا دیگه بدبخت تر شدیم.از یه طرف تبریک میگم به کسانی که واقعا داشتند آگاهانه شعار میدادن و میدونستند دارن چی میگن ولی یه عده اینا رو نادان معرفی کردن.حالا دیگه رسوا شدند و از ناحیه ای خوردن که باورشون نمیشد.حالا برید برای لبنان جونتون پول بفرستید،نیرو بفرستید،یک هفته برای پیروزیشون جشن بگیرید،حالا هم که دیدید لبنان بهتون نارو زده دست به دامان برزیل و ترکیه شدید.مردم ما شعورشون خیلی بالاست اگه میدید که شعارهایی چون نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران میدادن همه رو فکر بود و این روزها جلوی چشماشون بود.خدایا شکرت که اینچنین مهر ننگ رو بر چهره این مدعیان زدی و ما آزادیخواهان رو عزت بخشیدی.ان شاء الله منتظر رسواییهای بعدی هستیم....
نویسنده :
سعید - ساعت ۱٢:٢۱ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٩
دیشب خیلی دلم گرفته بود خواستم یه پست بزنم اما دلم نیومد چون نمیخوام پست های اولم گله مندی و غصه و غم باشه.گفتم صبر کنم تا صبح بشه شاید حالم بهتر شد.حالا که دارم این پست رو میزنم احساس بهتری دارم.چقدر خوب و زیبا گفت یکی از داشنمندان که" خداوند خواب و امید را برای جبران کمبودهای بشر آفرید"واقعا هم همینطوره.علاوه بر اینها به نظر من خود سپیده دم وصبح هم در درونش یک انرژی فوق العاده داره که آدم رو وادار به تحرک و پویایی میکنه و ذهن انسان رو باز میکنه.خدایا بابت این همه لطف و مهربونی در حق این بنده حقیرت سپاسگذارم.
نویسنده :
سعید - ساعت ۱۱:٠۳ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٧
خداحافظ سکوت ....
این وبلاگ خداحافظی من هستش از سکوتی که این سالها کردم
قصدم اینه که توی این وبلاگ افکار و اندیشه ها و در مجموع هر آنچه به ذهن خسته ام میرسه بنویسم
امیدوارم که بتونم یکم از آشفتی افکارم با نوشتن کم کنم....